...و شاعر دیگر ، #میرزاعبدالعال است ، #نجات تخلص که به #میرنجات مشهور است. پدرش#میرمحمدمومن‌حسینی متولد #دهدشت و خودش زاده اصفهان بوده، من دوست دارم او را دهدشتی بگویم اما گویا خودش مایل بوده اصفهانی خوانده شود! او از شعرای مشهور اواخر دوره صفوی و مشهورترین شاعر کهگیلویه در این دوره است. شاگرد صائب تبریزی و #وحیدقزوینی ست و استاد و دوست بسیاری از شاعران همعصر خود. نام و شعرش در بسیاری از تذکره ها آمده است. از جمله در کتاب #تذکره‌المعاصرین‌حزین نوشته‌ی دوستش #محمدعلی‌حزین‌لاهیجی که نام او را عبدالعال آورده (اما در بعضی دیگر از نسخه‌‌ها تذکره‌حزین ازجمله موجود در دانشگاه #تهران ، #عبدالمعالی آمده است.). #آتشکده‌آذر هم همین نام را ذکر کروه اما در #ریاض‌الشعرا‌ ی #واله‌داغستانی ،#شمع‌انجمن و #ریاض‌العارفین‌لکنهوی به صورت #عبدالعالی آمده است. مرحوم #آدمیت نام عبدالمعالی را پذیرفته و استاد #گلچین‌معانی نام عبدالعالی را ، هر چند که به من نمیرسد پا در گیوه بزرگان کنم اما بگمان من همان عبدالعال درست است چرا که نصرآبادی و حزین همدوره و همشهری و از این مهمتر از دوستان میرنجات بوده اند و این اشتباه از آنان بعید است ، از طرف دیگر شاید عبدالعال برای ما نامانوس باشد اما همین نام را در خانواده‌ی از علمای #فرارود در همان دوره هم دیده‌ام. به هر روی نجات شخصیتی شناخته شده بوده و تذکره نویسان از صفات پسندیده او بسیار گفته اند، طبعش لطیف و نادره گو، اما شوخ طبعی هاش مورد پسند واله داغستانی نبوده و به قول #آذربیگدلی قابل ذکر هیچ تذکره ای نبوده "چون در آنزمان این طریقه‌ی غیرمرضیه شایع بوده و جناب سیدمشارالیه درین فن سرآمد معاصرین بوده" ! میر نجات از منشیان دربار شاه‌سلیمان بوده،بارها شعرش در "حضور اشرف" خوانده شده، مدایح میگفته و پاداشها گرفته ، علاوه بر شعر نستعلیق را هم خوب مینوشته، میگویند قریب ده هزار بیت سروده و از او سه کتاب باقی مانده است : #دیوان‌اشعار ، #مثنوی‌مسیرالسالکین و #مثنوی‌گل‌کشتی که این آخری در سالهای اخیر به تصحیح #مهرداد‌اکبری به چاپ رسیده است.شنیده ام دیوانش هم چاپ شده اما ندیده‌ام.میرنجات در سال ۱۱۲۲ و کمی قبل از هجوم افغان درگذشته و در اصفهان به خاک سپرده شده است. از میر نجات اشعار زیادی در تذکره ها نقل شده است اما من یک بیتش را بسیار دوست دارم که بعنوان نخستین مطلب در هنگام آغاز به کار کانال #تاریخ‌ارجان‌و‌کهگیلویه آورده‌ام و آن این ست: "رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد ما به قربان تو رفتیم و همانجا ماندیم! " از دیگر اشخاصی که نامش در این تذکره آمده #میرمحمدمومن‌حسینی‌‌‌ ست. او پدر میرنجات بوده که به نوشته‌ی نصرآبادی : "نویسنده‌ بی قرینه‌ای بوده و مثل او محاسبی از حشو عدم به بارز وجود نیامده. در اوایل حال مستوفی #میرزاحبیب‌الله‌صدر بوده و بعداز آن مستوفی کوه‌گیلویه بوده و بعد از فوت #الله‌وردی‌خان مستوفی #استرآباد شد.الان شغلی ندارد" . نکته اینکه این الله وردی خان را نباید با الله‌وردی‌خان گرجی بیگلربیگی فارس و کهگیلویه در دوره شاه عباس نخست اشتباه گرفت، بلکه منظور #الله‌وردی‌خان‌قوللرآغاسی پسر #خسروخان بیگلربیگی #شروان است که در دوره شاه سلیمان به حکمرانی کهگیلویه و سپهسالاری کشور انتخاب گردید و تا زمان مرگ، یازده سال در این سمت بود..‌